در فلسفه کلاسیک، آگاهی اغلب به عنوان ویژگی روح یا ذهن غیرمادی در نظر گرفته میشد. دکارت ذهن را جوهر اندیشنده میدانست و کانت آن را شرط تجربه پدیداری. در قرن نوزدهم، روانشناسی دروننگر به بررسی تجربه آگاهانه پرداخت اما با ظهور رفتارگرایی کنار گذاشته شد. بازگشت به آگاهی در نیمه قرن بیستم با ظهور علوم شناختی آغاز شد. این گذار نشاندهنده تغییر تمرکز از روح به فرایندهای ذهنی است.
برای مشاهدهٔ ادامه، خرید کنید
دسترسی سریع و فوری
