پاسخ کلی (با استناد به قوانین ایران): اگر شخصی که سابقاً محجور بوده، پس از رفع حجر (مثلاً با اثبات رشد یا بهبود قوه تمییز) قصد اعتراض به حکم حجر یا آثار آن را دارد، مسیر حقوقی به این شکل است: 1) تفکیک دو وضعیت مهم - اعتراض به اصل حکم حجر: یعنی ادعا کند حکم حجر از ابتدا نادرست صادر شده یا مستندات کافی نداشته است. - اعتراض به آثار و اقدامات ناشی از حجر: مانند معاملات انجامشده توسط قیم/امین، فروش اموال، تقسیم ترکه، یا تصمیمهای مالی که در دوران حجر اتخاذ شدهاند. 2) مرجع و شیوه اعتراض به اصل حکم حجر - حکم حجر، به موجب قانون امور حسبی و رویه، از امور حسبی است و معمولاً از طریق دادگاه خانواده/شعب حسبی صادر میشود. وفق ماده 57 و 58 قانون امور حسبی، تصمیمات مربوط به حجر قابل پژوهش (تجدیدنظر) و فرجام در حدود مقررات قانون آیین دادرسی مدنی/امور حسبی بودهاند. در رویه فعلی، اعتراض به حکم حجر در چارچوب قواعد دادرسی مدنی و امور حسبی، از جمله: - تجدیدنظرخواهی در مهلت: اگر شخص پس از رفع حجر هنوز در مهلت تجدیدنظر باشد، میتواند به استناد رفع حجر و اهلیت فعلی، شخصاً تجدیدنظرخواهی کند (مواد 331 و بعد ق.آ.د.م). - اعاده دادرسی یا فرجام: اگر مهلت تجدیدنظر گذشته باشد، در صورت انطباق با جهات قانونی اعاده دادرسی (ماده 426 ق.آ.د.م) میتوان درخواست اعاده دادرسی نسبت به حکم حجر مطرح کرد؛ مانند
برای مشاهدهٔ ادامه، خرید کنید
دسترسی سریع و فوری
