پاسخ کوتاه: در دعاوی مدنی، اصل بر ابلاغ صحیح، رسیدگی غیابی و اجراییه علیه اموال است؛ تمرکز بر “مال” محکومعلیه است و ابزار اجبار بدنی بهجز در استثنائات (مثل نفقه) وجود ندارد. در دعاوی کیفری، شناسایی و تعقیب شخص اهمیت اصلی دارد؛ نیابت قضایی، دستور جلب، قرار تأمین، اعلان تحت تعقیب و همکاری پلیس و اینترپل بهکار میرود و در نهایت محکومعلیه از طریق سازوکارهای تعقیب کیفری و اجرای حکم بازداشت میشود. جزئیات و مستندات: 1) مبانی و هدف - مدنی: هدف احقاق حق خصوصی و جبران خسارت است؛ محوریت با ابلاغ قانونی، رسیدگی حتی غیابی و نهایتاً اجرای حکم بر مال (قانون آیین دادرسی مدنی، مواد 68 به بعد درباره ابلاغ؛ قانون اجرای احکام مدنی 1356). - کیفری: هدف حفظ نظم عمومی و تعقیب بزهکار؛ محوریت با شناسایی، تعقیب و دسترسی به شخص متهم/محکومعلیه است (قانون آیین دادرسی کیفری 1392، مواد متعدد درباره تحقیقات، تعقیب، قرارهای تأمین و جلب). 2) آغاز رسیدگی و یافتن خوانده/متهم - مدنی: - ابلاغ اوراق دعوا مطابق مواد 68 تا 83 ق.آ.د.م. ابتدا به نشانی اعلامی؛ در صورت عدم دسترسی، ابلاغ قانونی/الصاقی و در برخی موارد نشر آگهی (مواد 73، 75). - اگر خوانده متواری باشد، دادگاه پس از احراز ابلاغ قانونی میتواند رسیدگی را ادامه دهد و حکم غیابی صادر کند (مواد 303 و 306 ق.آ.د.م). - کیفری: - مقام تحقیق میتواند دستور جلب، اعلام تحت تعقیب، صدور نیابت قضایی برای دستگیری متهم در حوزههای دیگر، و استفاده از بانکهای اطلاعاتی پلیس را
برای مشاهدهٔ ادامه، خرید کنید
دسترسی سریع و فوری
