پاسخ حقوقی (بر مبنای قانون مدنی ایران و رویه): 1) مفهوم وکالت بلاعزل و نسبت آن با هبه - وکالت بلاعزل قراردادی است که ضمن آن موکل حق عزل وکیل را از خود سلب میکند (یا حق استعفای وکیل سلب میشود). این عدم قابلیت عزل، ناظر به حق موکل است، نه همه موجبات انحلال. بنابراین «بلاعزل بودن» سبب نمیشود وکالت در همه حالات غیرقابل انحلال باشد. - در معاملات رایج (مثل فروش یا انتقال ملک) گاهی بهجای تنظیم عقد اصلی، از “هبه” یا “صلح” بههمراه “وکالت بلاعزل در انجام تشریفات” استفاده میشود. عرفاً برای تضمین اجرای مقصود، وکالت بلاعزل بهصورت «وکالت در توکیل و تفویض و انجام کلیه تشریفات قانونی» داده میشود. اما باید توجه داشت که وکالت—even بلاعزل—اصالتاً عقد جایز است و بقایش وابسته به بقای اسباب قانونی آن است؛ مگر آنکه با یک عقد لازم پیوند بخورد. 2) مبانی قانونی - ماده 656 قانون مدنی: وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود مینماید. - ماده 678 ق.م.: وکالت به عزل موکل، استعفای وکیل، و به موت یا جنون وکیل یا موکل مرتفع میشود. - ماده 679 ق.م.: موکل میتواند هر وقت وکیل را عزل کند مگر اینکه وکالت وکیل یا عدم عزل او در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد. - ماده 954 ق.م.: کلیه عقود جایز به موت یا سفه یا جنون ط
برای مشاهدهٔ ادامه، خرید کنید
دسترسی سریع و فوری
