پاسخ کلی و مبنای قانونی: - صلح، چه معوّض و چه محاباتی (با عوض بسیار ناچیز)، در حقوق ایران تابع قواعد عمومی قراردادها و احکام خاص «صلح» در قانون مدنی است. مواد 752 تا 771 ق.م. درباره صلح، و قواعد عمومی قراردادها (اهلیت، رضا، جهت و...) در مواد 190 و بعد، و نیز قواعد خیارات (مواد 396 به بعد) لازمالرعایهاند. اصل در صلح، «لازم بودن» آن است مگر آنکه حق فسخ از جهت قانونی یا قراردادی وجود داشته باشد (ماده 754 ق.م.). موارد قابل فسخ بودن صلح محاباتی: 1) وجود خیار شرط - مستند: ماده 399 ق.م. (امکان قرار دادن خیار شرط) و شمول آن بر صلح بهموجب ماده 758 ق.م. و اصل لزوم صلح با امکان اشتراط حق فسخ طبق ماده 754. - اگر طرفین در عقد صلح محاباتی برای یکی از آنان یا هر دو، در مدت معین، «خیار شرط» قرار دهند، صلح در همان مدت قابل فسخ است. 2) وجود سایر خیارات قانونی (در صورت تحقق شرایط) با توجه به ماده 758 ق.م. که آثار بیع را بر صلحِ اموال/منافع/دین/حق نیز جاری میداند مگر خلاف آن شرط شود، خیارات زیر در صلح هم قابل اجراست: - خیار تدلیس: ماده 438 ق.م.؛ در صلح نیز در صورت فریب مؤثر (کتمان یا اعمال متقلبانه) قابل استناد است. - خیار عیب: مواد 422 به بعد ق.م.؛ در صورتی که مورد صلح معیوب بوده و عیب، سابق بر عقد یا متصل به آن باشد و اسقاط نشده باشد. در صلح محاباتی نیز اصل بر جریان
برای مشاهدهٔ ادامه، خرید کنید
دسترسی سریع و فوری
