پاسخ بهعنوان وکیل پایهیک دادگستری ایران خلاصه کاربردی - وقتی اجرا یا جبرانِ تعهد عملی و مؤثر است و قرارداد هنوز برای شما ارزش دارد، دعوای الزام به انجام تعهد مناسبتر است. - وقتی نقض تعهد بهگونهای است که هدف اصلی قرارداد از بین رفته، ادامه قرارداد زیانبار است، یا اجرای عین تعهد ممکن/مقرونبهصرفه نیست، فسخ راهکار مناسبتری است. - همواره ابتدا حق فسخ خود را از نظر قراردادی و قانونی احراز و تشریفات آن (اعلان، مهلت، اظهارنامه) را رعایت کنید؛ در غیر این صورت با خطر بیاعتباری فسخ و مسئولیت قراردادی مواجه میشوید. چارچوب حقوقی - اصل لزوم قراردادها: ماده 219 قانون مدنی (عقود لازم جز به سبب قانونی یا تراضی طرفین قابل انحلال نیست). - اجرای عین تعهد و جبران خسارت: مواد 221، 222، 226، 227، 229، 230 قانون مدنی؛ ماده 515 به بعد قانون آیین دادرسی مدنی درباره خسارات دادرسی. - شروط ضمن عقد و وجه التزام: ماده 10 و 230 ق.م. - خیارات و اسباب قانونی فسخ: مواد 396 به بعد ق.م. (خیارات: تاخیر ثمن، عیب، تخلف از وصف، شرط، تبعض صفقه، غبن، تدلیس، تعذر تسلیم، تفلیس، تعذر وفا، و...؛ همچنین ماده 237–240 درباره شرط فعل و تخلف از آن). - عدم امکان اجرای تعهد: مواد 229، 279، 280، 281 ق.م. و قاعده تلف مبیع قبل از قبض/بعد از قبض در عقود معین. مقایسه عملی 1) مبنای حقوقی - الزام به انجام تعهد: - بر اصل لزوم و امکان اجبار متعهد به وفا استوار است (ماده 222 ق.م.: حاکم میتواند متخلف را به انجام تعهد الزام کند). - در تعهدات قابل اجبار و ممکنالاجرا مطرح میشود؛ در تعهدات قائمبهشخص یا ممتنع/متعذر، الزام مؤثر نیست و باید به طریق بدل یا خسارت
برای مشاهدهٔ ادامه، خرید کنید
دسترسی سریع و فوری
