در مقام یک وکیل دادگستری، برای مقایسه عملی «فسخ قرارداد» و «دعوای الزام به انجام تعهد» و نیز ارائه راهکارهای کاهش ریسک در تنظیم قرارداد، نکات زیر را بهصورت کاربردی و با ارجاع به قوانین بیان میکنم: 1) مقایسه فسخ قرارداد و دعوای الزام به انجام تعهد - مبنای حقوقی: - الزام به انجام تعهد: اصل بر لزوم قراردادهاست (ماده 219 قانون مدنی). متعهد باید به مفاد قرارداد عمل کند و در صورت امتناع، متعهدله میتواند الزام او را از دادگاه بخواهد. - فسخ قرارداد: فسخ محتاج وجود «خیار» قانونی یا قراردادی است (مواد 396 و 448 ق.م). بدون خیار، اصل لزوم حاکم است و فسخ ممکن نیست. - هدف و آثار: - الزام به انجام تعهد: هدف، اجرای عین تعهد است (تحویل مبیع، انجام کار، تنظیم سند رسمی و…). در صورت تعذر، میتوان به بدل از تعهد (خسارت، وجهالتزام) رجوع کرد (مواد 220، 221، 222، 227، 230 ق.م). - فسخ: هدف، انحلال قرارداد نسبت به آینده و اعاده عوضین است؛ آثار فسخ قهقرایی نیست اما طرفین مکلف به استرداد عوضین و منافع آنها هستند (از قواعد عمومی، مواد 286، 287، 451 به بعد و رویه). - شرایط طرح: - الزام: وجود قرارداد صحیح، تنجیز تعهد، امکان اجرا، عدم مانع قانونی و اثبات ایفانشدن تعهد توسط متعهد. - فسخ: وجود سبب موجه فسخ (خیار شرط، خیار تاخیر ثمن در بیع—مواد 402 و 403 ق.م، خیار تخلف از وصف—ماده 410، خیار عیب—ماده 422، خیار تبعض صفقه—ماده 441، تخلف از شرط فعل—ماده 235 و امکان درج حق فسخ قرار
برای مشاهدهٔ ادامه، خرید کنید
دسترسی سریع و فوری
